امام و دولت اسلامی.نوشته ای از دکتر علی اصغر شعر دوست
امام و دولت اسلامی
پیشوایی که روح سرد و خمودۀ انسان پایان یافته قرن بیستم را با آتش کلمه، گرم و به تحرک و شروعی تازه واداشت، در کلام و رفتارش صمیمیت و عاطفه و دلسوزی نسبت به مردم چنان آشکار بود که به جای حکومت بر مسند قدرت، بر قلبها حکومت کرد.
امام خمینی(ره) به این خاطر مورد محبت و علاقۀ فراوان مردم نبود که فقط بنیانهای حکومت طاغوت را درهم شکست – که البته اینهم بود – بلکه امام به این خاطر محبوب دلها بود و در همه زوایای ذهن و قلب مردم حضوری عاطفی داشت که نه حکومت را برای قدرت طلبی میخواست و نه بیت المال را صرف جلال و جبروت خود کرد. هر گاه در هر کجا سخن از حکومت می شد، به جد و دقت فراوان تلاش بی تفکیک آن از دیگر حکومت های رایج می کرد و پیوسته از مردم به عنوان عامل اصلی در تغییر سلطنت کهن و کهنه به جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن دولتمردان یاد می کردند. پی درپی و در هر کلامش دولتمردان را به خدمتگزاری نسبت به مردم تشویق و ترغیب می کرد و خود چنان می زیست که محرومان جامعه.
پس در تفکر و رفتار چنین پیشوایی، حکومت هرگز ریاست نیست. امانتی سنگین و سخت بار است که می بایست بر اساس تعالیم و رهنمودهای الهی اسلام بنیانگزاری شود. و ما و دولتمردان پیوسته نیازمند یادآوری کلام و رفتار و تفکر آن پیشواییم. مناسبت ها، شاید برای این یادآوریها، و تذکر مفید باشند ولی بشرطی که همچون حضرتش نگران آرمانهای آسمانی باشیم. همانند مناسبت مهم هفتۀ دولت.
* * *
سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که بسیاری از بنیانهای سیاسی، اجتماعی جهان در آخر هزارۀ دوم را تحت تأثیر قرار داد، امام خمینی(ره) با تألیف کتاب «حکومت اسلامی» طرح نوینی از حکومت داری به روش اسلام را به دنیا عرضه نمود هرچند آن روز این تفکر والای حکومتی امام و کتاب ولایت فقیه در سطح محدودی مطالعه شد و اختناق سلطنتی با به زنجیر کشیدن آزادی اندیشه از گسترش مخاطبان آن جلوگیری کرد، اما دیری نپایید که زنجیرها از هم گسستند و جهان به طور عملی مخاطب این حقیقت بزرگ قرار گرفت.
امام خمینی(ره) دلیل خود بر لزوم تشکیل حکومت را سنت و رویۀ پیامبر اسلام (ص) می دانست و با استناد به قران و دلایل تاریخی، معتقد بودند که پیامبر اسلام با تشکیل حکومت و اجرای قوانین و برقراری نظام اسلامی به ادارۀ جامه پرداختند. به همین خاطر سخت به تشکیل حکومت برای ادارۀ جامعه مصرّ و پایبند بودند. امام در کتاب حکومت اسلامی به صراحت جامعه بدون حکومت را رد کرده و از آن به عنوان جامعه پر هرج و مرج نام می برد. امام می نویسند: «بدون تشکیل حکومت و بدون دستگاه اجرا و اداره که همه جریانات و فعالیتهای افراد را از طریق اجرای احکام تحت نظام عادلانه درآورد، هرج و مرج به وجود می آید و فساد اجتماعی...»
و درپاسخ به تفکرات پوسیده ای که معتقدند هر حکومتی در زمان غیبت برخلاف انتظار فرج است، می فرماید: «آنی که می گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج باشد» و سپس با ذکر دلیل این اعتقاد را مردود شمرده و آن را مانعی جهت پیشرفت و تعالی انسان می داند. حکومتی را که امام برای برقراری آن تلاش می کرد نه از نوع سلطنت بود و نه از نوع کم راندن و حکم خواندن به روش فرمانفرمایانه. حکومت در نگاه امام برقراری ارزشهای الهی در جهت خدمت به اسلام و مردم است. ایشان هرگز مردم را درجه بندی نکردند و به تأسی از کلام خدا، عزیزترین مردم را نزد خدا، با تقواترین آنها می دانستند. پس حکومتی که امام قائل به برقراری آن بود تفاوت های آشکار و اساسی با دیگر حکومتها دارد. ساده زیستی، احترام قلبی به مردم، ارزش شعورمندانه و نه شعارمندانه نسبت به خدمت به مردم اجتناب دولتمردان از قدرت طلبی یا صرفه بودجۀ عمومی – بیت المال – برای جاه و جلال خویش را از الزامات اساسی حکومت دانسته اند. یادآوری تفکرات حضرت امام دربارۀ این نکات برای ما و دولتمردان به مناسبت هفته دولت شاید بی تناسب نباشد.
ساده زیستی و پرهیز از قدرت طلبی
امام خمینی(ره) این دو اصل را تفاوت اساسی حاکمان حکومتهای اسلامی با سلاطین دیگر حکومت ها می داند. در تمام گفتارهایی که ایشان دربارۀ حکومت و رفتار دولت و دولتمردان سخن رانده اند، به ذکر نمونه هایی از ساده زیستی و معاشرت صمیمی پیامبر و پیشوایان دینی با مردم پرداختند. در خط کشی حکومت هایی که به دیکتاتوری ختم می شوند و حکومتهایی که با سیره و سنت پیامبر پیش می روند و در قلب مردم جای می گیرند، چنان سخت گیر و محتاط بودند که در غالب سخنرانی ها و تذکرات خود این تفکر را بیان می کردند. حتی گاهی به خاطر ساده زیستی و اجتناب از قدرت طلبی دولتمردان به خود را مورد انتقاد قرار می داد. به عنوان مثال در سخنرانی آذرماه سال 57 پس از بررسی زندگی بسیار ساده پیامبر و این که وقتی با اصحاب می نشست و غریبه ای وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد کدامیک پیامبر است در تحقیر حکومت برای قدرت خطاب به جماعتی که در سخنرانی شرکت داشتند چنین می فرماید: «خیال نکنید یک همچو مستندی که حالا شما من پیرمرد را نشانده اید او – پیامبر- هم روی مستند نشسته باشد. او همانجایی می نشست که شما نشسته اید».
وجود چنین الگوها و نمونه های ارزشمندی است که امام خمینی (ره) حکومت اسلامی را عالی ترین و تکامل یافته ترین حکومت در جهان معرفی می کند و به خاطر همین نمونه ها و الگوهای آسمانی است که امام تأکید می کند: «ما می خواهیم حکومتی داشته باشیم که اگر قاضی دادگستری او حاکم را احضار کرد، برود آنجا» و منظور خویش را با ذکر نمونۀ فاخر و شریف احضار حضرت امیر(ع) به دادگاه با شکایت یک یهودی به اطلاع دولتمردان می رساند این گونه آنها را از قدرت طلبی برحذر می دارد. یا وقتی می فرماید: «قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است» مخاطب این جملۀ آسمانی بیشتر دولتمردان بودند تا مردم عادی تفاوت نمی کند نفس قدرت طلبی از جانب چه کسی باشد. زاهدی نشسته در صومعه که از زهد خود به عنوان ابزاری برای قدرت طلبی سود می برد یا سلطانی که به ظاهر دنیا در دست اوست. و مهمترین مانع برای قدرت طلبی حکام، ساده زیستی آنان است. امام خود ساده می زیست و به دیگران و به ویژه به دولتمردان نیز بسیار سفارش می کرد. دربارۀ ساده زیستی روحانیت بسیار حساس بود و می فرمود: «آن چیزی که روحانیت را پیش برد تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی کرده اند. آنهایی که منشأ آثار بزرگی بودند در زندگی ساده زندگی کردند.»
و در تاریخ پرافتخار اسلام کم نیستند از وجود مردان بزرگی که بسیار ساده و کم خرج زیستند، اما پیرامون خود را تحت تأثیر قرار دادند.
مردم و خدمتگزاران مقتدر
نخستین شعارهای انقلاب اسلامی را با مقابلۀ فقر و غنی و استضعاف و استکبار آغاز کردیم. محور تمام این شعارها آیه ای از کلام الله مجید بود که از مستضعفان جهان به عنوان وارثان حقیقی زمین یاد کرده است. به همین خاطر است که امام همواره خود و دولت را خدمتگزار مردم معرفی می کرد و آن جملۀ به یادماندنی که «به من خدمتگزار بگویید بهتر از این است که رهبر بگویید» سرفصل تازه ای در حکومت داری عصر نویست آنهاست، امانتی می داند که به وسیله مردم به آنها واگذار شده است. در شهریور سال 62 و در دیدار اعضای هیأت دولت با ایشان، برای چندمین بار به دولتمردان یادآوری می کنند «... خدمتگزار باشید به این ملتی که دستهای خیانتکار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد شما الان امانت بزرگی از دست این ملت تحویل گرفتید و متقضای امانتداری این است که آن را بطور شایسته حفظ کنید و بطور شایسته به نسل آینده و دولتهای آینده تحویل دهید.»
و در همان سخنرانی یکی از انگیزه هایی که سبب ایجاد دیکتاتوری حکومت می شود را به همراه نبودن مردم با حکومت بیان می کند: «آن روزی که احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دارید دیکتاتور می شوید. بدانید که معلوم شد، مردم از شما روگردانده اند...»
توجه به محرومان، از دغدغه های اصلی امام خمینی(ره) بود: «یک موی کوخ نشینان را با تمام کاخ نشینان عوض نمی کنم» از ماندگارترین سخنان امام در مورد محرومان بود. حتی در دیدار دولتمردان با معظم له در شهریور سال 63، خطاب به دولت وقت می فرماید: «دولت شما، دولت محرومین است» و در جای دیگر – شهریور 64 – با صراحت خطاب به دولتمردان می فرمایند: «... پست میزان نیست. مقام میزان نیست. مقام ریاست جمهوری به این میزان نیست. مقام نخست وزیری یا رئیس دولت بودن یا رئیس مجلس بودن، اینها چیزی نیستند. این مقامات تمام می شود. آنی که هست خدمت است... میزان خدمت به کشوری است که در طول تاریخ تقریبا مظلوم بوده است... خدمت به کشور الان ارزش دارد... همه فکر این باشید که خدمتگزار باشید... نه خدمتگزار به خودتان...»
مشارکت مردم
:«ما باید به مردم ارزش بدهیم، استقلال دهیم و خودمان کنار بایستیم و روی خیر و شر کارها نظارت کنیم»
این جمله را امام خمینی (ره) در دیدار با کارکنان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در همان وقتی که آنها را از تکرار پخش تصاویر خود منع کردند بیان کردند. بدون هیچ شک و شبهه ای اگر این رهنمود حضرت امام یعنی مشارکت مردم در همه امور را از قالب شعارها بیرون می آوردیم و به حقیقت آنها را صاحب شعور می دانستیم بسیاری از مشکلات سیاسی – اقتصادی و فرهنگی، اجتماعی که امروز با آنها دست به گریبان هستیم وجود نداشت. امام معتقد بودند همانطور که اگر شور و شعف مردم و مشارکت آنها نبود، هیچ دولتی نمی توانست با توطئه و هجوم هماهنگ قدرتهای فتنه گر مقابله کند و اگر ملت دولت را همراهی نمی کرد، نمی توانست کاری انجام دهد، در دیگر زمینه ها نیز مشارکت مردم را ضامن پیروزی و موفقیت دولت معرفی می کند. به اعتقاد حضرت امام یک دولت محدود نمی تواند به تنهایی برای یک جمعیت میلیونی کاری انجام دهد. پیوسته دولتهای وقت را نصیحت می کردند که دولت بیش از آنکه به طور مستقیم در امور مختلف دخالت کند کار نظارتی انجام دهد. کارهای اساسی را به عهده خود مردم بگذارد. حتی در مورد کارهایی که هم از عهده دولت برمی آید و هم ملت ایشان ترجیح می دادند که به مردم واگذار شود. در شهریور سال 63 خطاب به اعضای دولت می فرماید... «اما راجع به تجارت راجع به صنعت، راجع به اینها، اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.»
یا در خرداد سال 65 که تقریبا تمام دولتمردان به مناسبت عید سعید فطر به دیدار امام رفتند، با صراحت به آنها فرمودند که به تنهایی نمی توانند این بار بزرگ را بردارند و با قاطعیت اعلام کردند «هرچی داریم از اینهاست – مردم – و هرچی هست مال اینهاست. دولت عامل اینهاست، قوه قضاییه عامل اینهاست. قوه اجرائیه عامل اینهاست. قوه مقننه عامل اینهاست. اداء تکلیف باید بکنند. شرکت بدهند مردم را در همه امور... در تجارت شرکت بدهید در همه امور شرکت بدهید. مردم را در فرهنگ شرکت بدهید...»
چاپلوسی وتملق آفت مخرب دولتها
چاپلوسی و تملق آفات بزرگی هستند که روح حکومتها را از درون خورده، آنها را دچار بیماری کرده و به سمت نابودی کامل سوق می دهند. تاریخ مملو از حکومتهای منقرض شده ای است که حاکمان آن در دایرۀ محدودی از تملق و چاپلوسی گرفتار شده و شایستگان و نخبگان به کنج فراموشی رانده و دغلبازان و حیله گران زمام امور را در دست گرفته اند. امام خمینی (ره) با آگاهی کامل نسبت به این موضوع و خطرات مهلک این آفت در سیزدهم شهریور سال 64 وقتی حکم تنفیذ ریاست جمهوری وقت – حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم الله انقلاب اسلامی – را مرقوم فرمودند در آن دولتمردان را از چاپلوسی دغلبازان و زیان بازی حیله گران به حذر داشتند.
امام خود چنان از این دو آفت که فربه کنندۀ هوای نفسانی است گریزان و بیمناک بودند که حتی وقتی یکبار شخصی به طور حضوری شروع به تعریف و تمجید از ایشان کرد، برافروخت و مانع از حرف وی شد. در چند نوبت از مسئولان صدا و سیما و مطبوعات خواست که ازتکرار چاپ عکس وسخنان وی خودداری کند و حتی در دیدار مسئولان روزنامه های وقت با ایشان، آشکارا اعلام کردند: «من میل ندارم هر وقت رادیو باز می شود، اسم من باشد. مدتهاست از این جهت متنفرم. این کار غلطی است.»
و این گونه نفرت خویش را نسبت به رواج تملق و چاپلوسی عیان کردند.